قاضى ابرقوه
مقدمه مصحح 4
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
يزيد بن رومان ( متوفى در 129 يا 130 ) و كتاب مغازى عبد اللّه بن كعب ( 97 يا 98 ) را به وسيلهء شخصى كه نامش مشخّص نيست استماع كرد . محمّد بن أبى محمّد نامى [ 1 ] او را در تفسير قرآن راهنمائى كرد و شخص ديگرى به نام مغيرة بن أبى لبيد داستانهاى عهد عتيق وهب بن منبّه را براى او روايت كرد . محمّد بن اسحاق تنها به استماع سخنان اساتيد نامى خود اكتفا نكرد و در يك تلاش دائم كوشيد تا بشخصه احاديث و أخبار را از زبان راويان مشهور و كسانى كه با اصحاب و تابعين نزديك پيغمبر ارتباط داشتند و توانسته بودند معلوماتى را بدست آورند بشنود و جمع آورى كند . شاهد اين مدّعى آنست كه عدّهء راويانى كه ابن اسحاق از ايشان نقل خبر كرده است در سيرهء ابن هشام به تنهائى در حدود يكصد نفر است با آنكه در موارد بسيارى از ذكر راوى خود اجتناب مىورزد و اخبار را با عباراتى مانند چنان كه شنيدهام و يا بنابر آنچه به من خبر دادهاند و از قول شخصى كه مورد اتّهام نيست و غيره ، شروع مىنمايد . اگر كسان ديگرى را كه ابن اسحاق از ايشان نقل خبر كرده است و در كتاب سيرهء ابن هشام اسم آنان ذكر نشده و نام ايشان در كتابها و منابع ديگر اعمّ از روايات مربوط به سيره و تاريخ و روايات مربوط به احكام و سنن آمده است به شمار آوريم رجال سند ابن اسحاق از يكصد نفر نيز تجاوز خواهد كرد . در اثر اين كوششها محمّد بن اسحاق نه تنها در علم تاريخ و اخبار مربوط به وقايع و قصص و مغازى شهرت يافت و سرامد زمان به شمار آمد بلكه در روايت أحاديث مربوط به احكام و سنن ، ثقه و صاحب رأى شد و محسوب همگنان گرديد . گرچه كتاب سنن او مفقود شده است ، برخى از روايات او را در كتابها و مجموعههاى حديث مىتوان يافت [ 2 ] .
--> [ ( 1 - ) ] بسيارى از منقولات از ابن اسحاق در تفسير طبرى داراى سند محمد بن أبى محمد مولى لال زيد بن ثابت است . [ ( 2 - ) ] حاجى خليفه ( ج 2 ص 37 ) از كتاب سنن ابن اسحاق نام مىبرد و آن را ناياب